هاید پارک

.........................................................

از خاک    دورم

از خارک    دورتر

دریاچه ای هستم     درست      وسطِ هاید پارک

تابستان پُر پَر و پاچه ای دارم

و زمستانم

مثل شنبه ی کلیمی ها      خالی    خلوت    سردم!

نامَردم     اگر دروغ بگویم

به شرط یک انگشت

که خیس و بعدن در گوش کرده باشی     امتحانم کن

بیا جلو لطفن

اما یواش

مواظب باش!

من هم به اندازه ی خودم گودم

از وقتی که قایقی در چشمهات بردم

برای تو می مُردم

دستِ خودم که نبود   نیست

دریاچه ای هستم مُجرم

مجبورم که قتل کنم

پلیس نمی داند

بیخود لوئیس را سوال پیچ می کنند

آلیس چه می داند

حتی لندن

و یا حتی لندن

که روسری ش

یک تکه از آسمان گیلان است

به سرفه افتاده ست

بزن به دریا دل

به شرط یک انگشت

که خیس و بعدن در گوش کرده باشی

بیا جلو لطفن

یالله!

دامنت رو بده بالا

حالا

به آغوش من   آها    خوش آمدی!

~ پایان نوشته و شروع گفتگو ~

هنوز هیچ دیدگاهی داده نشده است

~ حالا نوبت شماست ~

شما باید وارد شده باشید تا بتوانید دیدگاه ارسال کنید

آرشیو ماهانه

بلاگ‌رول

جستجو در این سایت


[]