اگر از نماند در زبان ِ فارسی
و تا برود از زبان ِ فارسی
مطمئنن در فرانسه می ماند
تا برای ازعاشقانه بخواند
که بی آنکه حرفی اضافه باشد
بدون ِحرفِ اضافه اعلام کرده باشد
من شاعرم
خیال ِ زیبا هم بسترِ من است
زیبا همسرِ من است
چکار دارید ازکجاست تا کیام؟
از اینجا نمیروم
اصلن به اینجا نیامدم
هنوز همان جایم که آن دو چشمِ زیبا تورم زد
اگر شرابی که شُرّ و شُر میریخت
از آن دو تا از نمیریخت
نمیآمدم توی این کافه
نمی نشستم سرِ این صندلی
و در سلامتی ِ او سر بالا نمیرفتم
نمیگرفتم در آغوشم تنگ
طوری که نفهمد
که در که رفت و که از لب های خیلی خورد
نمیآورد مرا از شهری به شهر قبلی بازنمی گشت سفرهایی که از گوشهی چشمی به گوشه ی دیگر رفته وهرگز نرفته باشم
دل بستهی آدم ها خیابان ها و شهرهایی که خیلی نام نیستم
«من این جهان ِشما را نابلدم»
به این جا هم نیامدم که از اینجا بروم
هنوز همان جایم
توی همین شراب خورده چشمی که ازمن آب خورده خانه دارم
اگر که زود نباشید دیر میشود
قطاری که در انتظارِ ماست میرود
کاری هم ندارد به اینکه امضا دارم و ویزا نه!
اصلن چکار دارید من چکارهام؟
سرِ کارهای من حرف های منبر درآورد کفرِ مرا منبر گذاری که شما باشید
چگوارایی نیستم تا کلاهی سرخوش سرش کرده باشید
سربالا رفته بعد از نوش نوش گفته باشید
چه سهل بود این آب
چه گواراست
من شاعرم
سر درد میآورم که سر از سر درد ِ کسی در نیاورم
همیشه از بین های چشمی که در آن کار میکنم
عسل آوردهام
کاری هم نکردهام نمیکنم
هر شبه با همکارم که همسرِ من است
در بسترم کار میکنم
~ پایان نوشته و شروع گفتگو ~
هنوز هیچ دیدگاهی داده نشده است
~ حالا نوبت شماست ~
شما باید وارد شده باشید تا بتوانید دیدگاه ارسال کنید