ژان بودریار، پسای اتفاق

عکس ژان بودریار از ژان بودریار

 

چطور ممکن است؟ چطور ممکن، ممکن است؟ گزاره‌ی مرگِ ژان بودریار، ممکن است نوشته نشده شنیده شود، ممکن است خوانده نشده،  هزار بار تکرار شود، اما چطور به حقیقت می‌پیوندد؟ اتفاقی که در ناممکن بودن‌اش اتفاق می‌افتد. از حادثه، از رخداد، از واقعه، از بازگو کردن رخدادی که در ناممکن بودن‌اش حادث می‌شود حرف می‌زنیم، انگار از خود او حرف می‌زنیم. انگار اوست که حرف می‌زند. بودریار، کسی که جای خودش را خودش پُر می‌کند. پس اتفاق؟ پسای اتفاق ؟

 

بودریار، این عکاس بزرگ که فلسفه را فکر کرد، فکور کرد،  و عکس را به فکر انداخت،  و حالا ما، از حالا، به فکر ِ فکری بیافتیم که از ما، از زمان ِ قرن ما عکس می‌گرفت.

اثر بنیادین بودریار، اغوا، به وسیله‌ی امین قضایی ترجمه شده است. از او سپاس‌گزاریم که فصلی از ترجمه‌ی منتشر نشده‌اش را در اختیار مجله‌ی شعر قرار داده است. همین‌طور آرش قربانی اندیشه‌ی بنیادی و وارونگی تاریخ را ترجمه کرده است.

 

نگاه‌مان را به فکر بیاندازیم: به این عکس، به این عکاس نگاه کنیم.

مجله‌ی شعر

 

اشتياق به قواعد

یک فصل از کتاب اغواژان بودریار

ترجمه‌ی امین قضایی

 

 

اندیشه‌ی بنیادی

ژان بودریار

ترجمه‌‌ی آرش قربانی

 

 

وارونگی تاریخ

ژان بودریار

ترجمه‌‌ی آرش قربانی

 

 

بازگشت